این روزها گهگاه میشنویم «ایران ۱۴۰۰». هدفی برای رسیدن به کشوری توسعه یافته و مترقی! اگرچه به طور تقین میدونم که با این روال که دولتمردان ما پیش گرفتن، ۱۴۰۰ که سهله، ۱۵۰۰ هم باید خواب توسعه یافتگی رو باید دید. ایران ۱۴۰۰ صرفا سرابی است تا بتونه توجیه کننده این نظام تا ۲۰ سال دیگه هم باشه، از قدیم گفتن از این ستون به اون ستون فرجه! حالا ۱۴۰۰ هم که شد میگیم دشمنان نداشتن مگرنه ما که به اون اهداف میرسیدیم. حالا من نمیخوام در مورد «ایران ۱۴۰۰» صحبت کنم و شاید در مطلبی دیگر تو آینده بیشتر در موردش نوشتم، اما با فرض محال که ما واقعا خواستیم
۱۰-۲۰ سال دیگه سری تو سرا داشته باشیم، اون وقت آیا واقعا اصلی ترین نیاز ما «انرژی هستهای» است؟ آیا از خودمون پرسیدیم واقعا اهداف مهمتری از داشتن یک نیروگاه دست چندم با تکنولوژی ۴۰ سال پیش روس و آلمان اونم به زور جردادن این مردم نداریم؟ من نمیگم ما انرژی هسته ای نداشته باشیم، صرفا میگم چیزای دیگه ای هم هست که نباید فراموش کنیم.
یکی از اون اهداف، که به نظر من پر اهمییتتر از انرژی هستهای نباشه، کم اهمییتتر از اونم نیست، پایبندی ما به «حفظ
حقوق معنوی» است. این چیزه که جامعه ما برای پیشرفت به اون نیاز داره، مثل بیماری که به دارو نیاز داره! امروزه
صنعت دیگه مثل گذشته صرفا سخت افزار نیست. صنعت ملقمهای از ابزارهای سخت افزاریست که در خدمت نرمافزاره.
نرمافزاره که هسته صنعت رو میسازه، اشتباه نکنید منظورم از نرم افزار، یک برنامه کامپیوتری نیست ها. منظوزم همون فکر پشت ایدههاست که براحتی دزدیده میشه و هیچ قانونی هم پیشتش نیست. الان در ایران، تمامی صنایع ما که به نوعی با حفظ حقوق معنوی درگیرن و رشدشون رو در گرو اون میدونن با مشکلهای حاد روبرو هستن.
ما نه فوتبال داریم (حالا بپرس فوتبال با IP چه ربطی پیدا میکنه)، نه موسیقی داریم، نه سینما داریم، نه نرمافزار و نه خیلی چیزهای دیگه . آیا وقتی رهبر میگه «جنبش نرمافزاری» (که انصافا در این مورد باهاش موافقم) به این هم فکر میکنه که لازمه رشد و شکوفایی جنبش نرمافزاری، توجه و قانونمند کردن حفظ حقوق معنوی در جامعه است؟ تا وقتی این نباشه، جنبشهای ما بیفایده است.