Archive for the ‘فرهنگ’ Category

ابران ۱۴۰۰ و حفظ حقوق فکری

ژوئن 27, 2008

این روزها گهگاه می‌شنویم «ایران ۱۴۰۰». هدفی برای رسیدن به کشوری توسعه یافته و مترقی! اگرچه به طور تقین می‌دونم که با این روال که دولتمردان ما پیش گرفتن، ۱۴۰۰ که سهله، ۱۵۰۰ هم باید خواب توسعه یافتگی رو باید دید. ایران ۱۴۰۰ صرفا سرابی است تا بتونه توجیه کننده این نظام تا ۲۰ سال دیگه هم باشه، از قدیم گفتن از این ستون به اون ستون فرجه! حالا ۱۴۰۰ هم که شد می‌گیم دشمنان نداشتن مگرنه ما که به اون اهداف می‌رسیدیم. حالا من نمی‌خوام در مورد «ایران ۱۴۰۰» صحبت کنم و شاید در مطلبی دیگر تو آینده بیشتر در موردش نوشتم، اما با فرض محال که ما واقعا خواستیم
۱۰
-۲۰ سال دیگه سری تو سرا داشته باشیم، اون وقت آیا واقعا اصلی ترین نیاز ما «انرژی هسته‌ای» است؟ آیا از خودمون پرسیدیم واقعا اهداف مهم‌تری از داشتن یک نیروگاه دست چندم با تکنولوژی ۴۰ سال پیش روس و آلمان اونم به زور جردادن این مردم نداریم؟ من نمی‌گم ما انرژی هسته ای نداشته باشیم، صرفا می‌گم چیزای دیگه ای هم هست که نباید فراموش کنیم.

یکی از اون اهداف، که به نظر من پر اهمییت‌تر از انرژی هسته‌ای نباشه، کم اهمییت‌تر از اونم نیست، پایبندی ما به «حفظ
حقوق معنوی
» است. این چیزه که جامعه ما برای پیشرفت به اون نیاز داره، مثل بیماری که به دارو نیاز داره! امروزه
صنعت دیگه مثل گذشته صرفا سخت افزار نیست
. صنعت ملقمه‌ای از ابزارهای سخت افزاریست که در خدمت نرم‌افزاره.

نرم‌افزاره که هسته صنعت رو می‌سازه، اشتباه نکنید منظورم از نرم افزار، یک برنامه کامپیوتری نیست ها. منظوزم همون فکر پشت ایدههاست که براحتی دزدیده می‌شه و هیچ قانونی هم پیشتش نیست. الان در ایران، تمامی صنایع ما که به نوعی با حفظ حقوق معنوی درگیرن و رشدشون رو در گرو اون می‌دونن با مشکل‌های حاد روبرو هستن.

ما نه فوتبال داریم (حالا بپرس فوتبال با IP چه ربطی پیدا می‌کنه)، نه موسیقی داریم، نه سینما داریم، نه نرم‌افزار و نه خیلی چیزهای دیگه . آیا وقتی رهبر میگه «جنبش نرم‌افزاری» (که انصافا در این مورد باهاش موافقم) به این هم فکر می‌کنه که لازمه رشد و شکوفایی جنبش نرم‌افزاری، توجه و قانونمند کردن حفظ حقوق معنوی در جامعه است؟ تا وقتی این نباشه، جنبش‌های ما بی‌فایده است.

فوتبال و نرم افزار

ژوئن 27, 2008

خدا رو شکر، بلاخره پرواز ما انجام شد! در حالی که تو هواپیما نشستم و عازم بندرعباس هستم، فرصت خوبی پیش اومده که مطالبی رو که مدتها می‌خواستم بنویسم، جمع و جور کنم.

اینتر در آخرین بازی فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۸ تونست با دو گلی که زلاتان ابراهیم‌اویچ به ثمر رسوند، ۱۶مین قهرمانی سری-آ و سومین قهرمانی پیاپی خودش دست پیدا کنه.
پزشکای تیم حداکثر تلاششون رو کردن تا زلاتان مصدوم را به این بازی آخر برسونن و مزد این تلاششون رو هم گرفتن.

بی‌شک نمی‌شه از نقش کلیدی که این مهاجم سوئدی در قهرمانی اینتر در دو فصل گذشته داشته صرف نظر کرد. تو روزهایی که زلاتان مصدوم بود، اینتر (حتی با وجود کرسپو و زانتی) مشکل گل‌زنی داشت و رم تونسته بود فاصله اش رو با این تیم به حداقل برسونه.

امروزه باشگاه‌ها به خوبی به نقش مهاجم‌ها و هافبک‌های گلزنی مثل زلاتان، تورس، رونالدو، مسی و پیبردن. این بازیکنان هستن که تلاش یک تیم رو به نتیجه می‌رسونن و بودن یا نبودنشون تو زمین نقش کلیدی داره

مقایسه‌ای بین دست مزد این بازیکنان با حداکثر دستمزد سایرین (به طور مثال مدافعین و هافبکها) کاملا گویای این مطلبٍ. در حالی که دستمزد بهترین بازیکنان تو اروپا به زحمت به ۱۰ میلیون یورو می رسه، این مهاجم‌ها معمولا حداقل سالی ۵۰-۴۰ میلیون آب می‌خورن، ولی در اکثر موارد باشگاهها با فراق بال این مبلغ رو می‌پردازند و حتی برای تصاحب مهاجمهای کلیدی از این دست کلی با هم جنگ و دعوا دارن.

دنیای نرم‌افزار هم به شباهت به فوتبال نیست. کلا فوتبال رو دوست دارم چون نمودی از دنیای ماست. از تلاش‌ها، تصمیمها، ناامیدی‌ها و امیدواری‌هایی که همگی همه روزه با اون سروکار داریم. شاید شببیه‌ترین بازی به فوتبال امروز، شظرنج باشه. شطرنجی که هم در ۹۰ دقیفه مسابقه و هم در تمام مدت خارج از اون در جریان است.

گاها نیروهایی رو می‌بیتیم که برای سازمان‌های نرم افزاری مثل بازیکنان کلیدی فوتبال هستن. شاید تو کشور ما کمتر از این افراد رو ببینیم (چون اکثرشون دیریا زود کوچ می‌کنند و میرن) ولی آنچه مسلمه اینه که سازمان‌های ما هم تلاششون رو برای حفظ این نیروها نمیکنند.

قرار دادن قید و بندی هایی مثل حداقل ساعت حضور، سقف دستمزد و باعث می‌شه که سازمان‌های ما خیلی زود و راحت نیروهای کلیدی خودشون رو از دست بدن و شاید هیچگاه هم نفهمن که همین رفتنهاست که پایه‌هاشون رو سست می‌کنه.

با نگاهی به شرکت‌های موفق می‌بیتیم که نیروهاشون مهمترین و اصلی‌ترین دارایی اونهان. اگر شرکتی مثل گوگل، اوراکل، سان، میکروسافت (و خیلی شرکتهای موفق دیگه) واقعا شما رو بخوان، معمولا این شمایید که سقف و محدوده دستمزد خودتون رو تعیین می‌کنید نه دستمزد دیگران و با دستمزد فعلیتون.

امیدوارم روزی فوتبالمون و نرم‌افزارمون (و کلا صنعتمون)‌ به جایی برسه که قدر نیروهاشو بدونه و بروکراسی‌ها سدی برای حفظ اونها نباشد.