تحریم‌ها و صنعت آی-تی ایران

بی شک همه قبول دارن که تحریم‌های بین المللی بر علیه ایران مثل یه چاقوی دو لبه کار می‌کنه. از یه طرف آروم آروم داره اقتصاد ایران رو جر می‌ده و دردش رو بعضی‌ها که کارخانه دارن و تاجرن سریع حس می کنن و مردم عادی کمی دیرتر با کاهش قدرت خرید و افزایش بیکاری و … این چیزا. این بخش تحریم‌ها رو البته شرکت‌های واسطه ایرانی، عرب و چینی خیلی دوست دارن و حالشو می‌برن.

ولی از طرف دیگه تحریم‌ها باعث می‌شن که ایرانی‌ها توی خیلی از ضمینه‌ها خواهی نخواهی مجبورش روی پای خودشون واستن، به ویژه توی IT. این رو آدم تا وقتی تو ایرانه چندان حس نمی‌کنه اما بیرون که می‌یاد ملموس می‌شه.

تقریبا IT صنعتی (Enterprise) تو دنیا دست چند تا غول بزرگ آمریکایی و به ندرت اروپاییه. اینجا توی استرالیا با این‌همه پتانسیلی که هست به جزء یکی دو شرکت اصالتا استرالیایی ما بقی دستشون به دامن آمریکاست که یه نمایندگی بگیرن و محصولاتش رو بیارن تو مارکت. واقعا من خودم احساس می‌کنم تجریه خوبی رو که تو ایران به دست آوردم مدیون تحریم بودن ایران بودم مگرنه کی می‌اومد سیستم‌های سنگینی مثل پردازش تصویر و مخابراتی و بانکی رو بده دست چند تا جونی که تازه از دانشگاه زدن بیرون.

ولی در کل برایند این تحریم‌ها اگرچه منافع شخصی برای مهندسان کشور داره برای خودن مملکت مهلکه. این شرکت‌ها خیلی براشون جالبه که مثلا یه جون ۲۷ ساله بلده یه سیستم X رو از A تا Z خودش طراحی و پیاده سازی کنه و رو دست می برنش اما مملکتی که سالها برای تربیت این جون هزینه کرده بود می‌مونه و تحریم‌هایی که هر روز بیشتر و بیشتر گلوش رو فشار می‌دن.

4 پاسخ به “تحریم‌ها و صنعت آی-تی ایران”

  1. Ara می‌گوید:

    موافقم. تجربه شخص من اینه که اینجا هیچوقت کارای بزرگ رو به آدمی که تجربشو نداره نمیدن و انصافا آدمهای قوی هم زیاد پیدا میشه. من اینجا صرفا با نگاه کردن به همکارام و رییسام (که همه از یاهو و نتفلیکس و شرکتهای اساسی و پرو‍زه های اساسی اومدن) کلی چیز یاد گرفتم. تو ایران ملت فکر میکردن من خدام! اینجام تا اینجای کار موفق بودم ولی جایگاهمو دوست دارم و کسی اصراری نداره لقمه بزرگتر از دهن به آدم بده! ما درسته که به دلیل تحریم و از اون مهمتر قحط الرجال (به دلیل فرار مغزها و اینکه کسی نیست به آدم چیزی یاد بده) این شانس رو داشتیم که با صورت مساله های قدر دست و پنجه نرم کنیم و کلی تجربه به دست بیاریم ولی بجاش شانس یاد گرفتن اصولی خیلی چیزها رو هم از دست دادیم. اینکه کنار یکی کار کنی که میدونی این صورت مساله رو بارها حل کرده و همه جوانبشو بلده خیلی مفیده. به جای اینکه تو تاریکی حرکت کنی و قطعات پازل رو تو ذهنت به سختی بچینی میتونی جواب درست رو با تحلیل همه جوانبش از همکارت بشنوی. مهمتر اینکه تنها کسی نیستی که روت حساب میشه! تو ایران امثال ماها خیلی زیر فشار بودن. آدم با تجربه ای نبود مشکلات رو باهاش در میون بزاری. همه چی میریخت سر خودت! من به خصوص با مدیریت اینوریها خیلی حال میکنم! حرف نداره. همش درسه برام. احساس میکنم انقدری که تو این یک سال رشد کردم و چیز یاد گرفتم تو ده سال کار ایران یاد نگرفتم. ما اینجا ماهها مصاحبه میکنیم تا نفر درست رو استخدام کنیم. تو ایران مجبور بودی به مینیممها رضایت بدی. بچه های توی ایران واقعا پول مفت زیاد در میارن (من خودم نمونش!) به همین دلیل. اینجا رقابت و سطح آدمها خیلی بالاتره. خوشحالم که اینجا هم تونستم خودمو به اینا ثابت کنم ولی ایکاش زودتر اومده بودم اینجا!

    Ara.

  2. Alireza می‌گوید:

    سلام
    چه خوب بود اگر امثال شما که علم رو فراگرفته اند و از آن خوشحالند، همان مثایلی را که در عرض یکسال به ارزش ده سال آموخته اند ، برای اینطرفی ها بازگو میکردند.

    تا وقتی اینطرفیم ، کارمون شده نق زدن، وقتی اونطرفیم ، پز دادن و کلاس گذاشتن و بخل ورزیدن در انتشار علم به دست آورده .

  3. نیما می‌گوید:

    سلام امین جان،
    نمی دونم که من و یادت میاد یا نه. من یکی از همکلاسیهات در شهید بهشتی و هم اتاقیت بودم.
    ما هم می خوایم مهاجرت بگیریم بیایم استرالیا. البته اگه خدا بخواد. آدرس ایمیلت همون یاهو هست؟ چند تا سوال داشتم که می خواستم ازت بپرسم.
    خوشحال شدم وبلاگتو دیدم.

  4. Siavash می‌گوید:

    من هم با آرا موافقم. این مدلی که تو ایران وجود داره، دانش جمعی که بوجود نمیاره، تنها یه تعداد معدودی که معمولاً هوش خیلی بالاتری نسبت به بقیه دارن، موفق می شن که از این محدودیت برای بالا بردن دانش و تجربه ی خودشون استفاده کنن، ولی اکثریت این توانایی رو ندارن، به خاطر همین هم هست که افراد خیلی معدودی شاخص می شن و خیلی جاها هم بار اصلی کار روی دوش اونا گذاشته می شه، بدتر از اون اینه که تنوع از بین میره، اگه به سیستم های نرم افزاری که تو ایران تولید میشه نگاه کنیم، می بینیم که معمولاً هیچ تنوعی تو معماری یا طراحی وجود نداره، چون تعداد بسار اندکی هستند که معماری ( به عنوان مثال ) می فهمن و معمولاً بیشتر سیستمها یا کپی ای هست از روی یه سیستم دیگه، یا اینکه یه آدمی با تفکر مخصوص به خودش، رد پاشو تو جاهای مختلف می ذاره، و این مساله به ضعیف تر شدن اون طیف اکثریت از developer ها و engineer ها دامن میزنه ! من فکر می کنم نتیجه ی همین مدل هست که، مثلاً به 50 تا developer برمی خوری که تو عمر کاریشون، پروژه هایی رو از سر تا ته کار کردن، ولی ازشون بپرسی مثلاً معماری یعنی چی یا design pattern یعنی چی، جواب روشنی ازشون نمی شنوی، چون معمولاً اکثریت یا به صورت کپی برداری کار کردن، یا اینکه دیمی برا خودشون یه چیزی درآوردن !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.