خدا رو شکر، بلاخره پرواز ما انجام شد! در حالی که تو هواپیما نشستم و عازم بندرعباس هستم، فرصت خوبی پیش اومده که مطالبی رو که مدتها میخواستم بنویسم، جمع و جور کنم.
اینتر در آخرین بازی فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۸ تونست با دو گلی که زلاتان ابراهیماویچ به ثمر رسوند، ۱۶مین قهرمانی سری-آ و سومین قهرمانی پیاپی خودش دست پیدا کنه.
پزشکای تیم حداکثر تلاششون رو کردن تا زلاتان مصدوم را به این بازی آخر برسونن و مزد این تلاششون رو هم گرفتن.
بیشک نمیشه از نقش کلیدی که این مهاجم سوئدی در قهرمانی اینتر در دو فصل گذشته داشته صرف نظر کرد. تو روزهایی که زلاتان مصدوم بود، اینتر (حتی با وجود کرسپو و زانتی) مشکل گلزنی داشت و رم تونسته بود فاصله اش رو با این تیم به حداقل برسونه.
امروزه باشگاهها به خوبی به نقش مهاجمها و هافبکهای گلزنی مثل زلاتان، تورس، رونالدو، مسی و … پیبردن. این بازیکنان هستن که تلاش یک تیم رو به نتیجه میرسونن و بودن یا نبودنشون تو زمین نقش کلیدی داره…
مقایسهای بین دست مزد این بازیکنان با حداکثر دستمزد سایرین (به طور مثال مدافعین و هافبکها) کاملا گویای این مطلبٍ. در حالی که دستمزد بهترین بازیکنان تو اروپا به زحمت به ۱۰ میلیون یورو می رسه، این مهاجمها معمولا حداقل سالی ۵۰-۴۰ میلیون آب میخورن، ولی در اکثر موارد باشگاهها با فراق بال این مبلغ رو میپردازند و حتی برای تصاحب مهاجمهای کلیدی از این دست کلی با هم جنگ و دعوا دارن.
دنیای نرمافزار هم به شباهت به فوتبال نیست. کلا فوتبال رو دوست دارم چون نمودی از دنیای ماست. از تلاشها، تصمیمها، ناامیدیها و امیدواریهایی که همگی همه روزه با اون سروکار داریم. شاید شببیهترین بازی به فوتبال امروز، شظرنج باشه. شطرنجی که هم در ۹۰ دقیفه مسابقه و هم در تمام مدت خارج از اون در جریان است.
گاها نیروهایی رو میبیتیم که برای سازمانهای نرم افزاری مثل بازیکنان کلیدی فوتبال هستن. شاید تو کشور ما کمتر از این افراد رو ببینیم (چون اکثرشون دیریا زود کوچ میکنند و میرن) ولی آنچه مسلمه اینه که سازمانهای ما هم تلاششون رو برای حفظ این نیروها نمیکنند.
قرار دادن قید و بندی هایی مثل حداقل ساعت حضور، سقف دستمزد و … باعث میشه که سازمانهای ما خیلی زود و راحت نیروهای کلیدی خودشون رو از دست بدن و شاید هیچگاه هم نفهمن که همین رفتنهاست که پایههاشون رو سست میکنه.
با نگاهی به شرکتهای موفق میبیتیم که نیروهاشون مهمترین و اصلیترین دارایی اونهان. اگر شرکتی مثل گوگل، اوراکل، سان، میکروسافت (و خیلی شرکتهای موفق دیگه) واقعا شما رو بخوان، معمولا این شمایید که سقف و محدوده دستمزد خودتون رو تعیین میکنید نه دستمزد دیگران و با دستمزد فعلیتون.
امیدوارم روزی فوتبالمون و نرمافزارمون (و کلا صنعتمون) به جایی برسه که قدر نیروهاشو بدونه و بروکراسیها سدی برای حفظ اونها نباشد.
برچسبها: فوتبال, نرمافزار, اینترمیلان