انتظار چند ساعته ما چندین و چند دست آورد داشت. اولیش فهم این مساله بود که کلمه «ایران» به طور کامل از سیستم هواپیمایی حذف شده و جاشو به «جمهوری اسلامی» داده. خانمی که تاخیرهای پرواز ما و سایر پروازها رو اعلام میکنه همیشه از واژه «هواپیمایی جمهوری اسلامی» نام میبره و نه «هواپیمایی ایران» یا لااقل «هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران». البته این مساله زیاد هم عجیب نیست چون این اساتید حکومت خودشون رو مساوی با کل تاریخ و فرهنگ ایران می دونن و خوب دیگه نیازی به افزودن این پسوند غیر ضروری به اسم این کشور نیست.
دومین کشف من پیدا کردن یک سر گردنه دیگه بود. در ایران امروز پیدا کردن «سرگردنه» از هر کاری راحت تره! ولی این آخریش مربوط میشه به پارگینگ فرودگاه که ازای چند دقیقه توقف مبلغ ناقابل پانصد تومان دریافت میکنه و از این نظر با پارکینگ تمامی فرودگاه های خارجی رقابت کرده و روی همه اونا رو کم کرد.
رقابت این فرودگاه شبه نظامی و شبه بین المللی با همتایان داخلی و خارجیش ادامه داره و این بار به دلیل نداشتن نوشیدنی (بالاخص چایی) روی فرودگاه امام رو کم میکنه! آخه عدالت نیست که مسافرین خارجی فرودگاه امام سه شبانه روز آواره و سرگردان باشن اون وقت مسافرین داخلی با اونها هم دردی نکنن. پس این عدالت خواهی و هم دردی ایرانی ها چی میشه اون وقت؟
یادمه چند ماه پیش گویا به دلیل ساخت یک بخش جدید در فرودگاه لندن بار یکی از پروازها جابجا شده بوده و تعدادی از مسافرا شاکی شده بودن! سر همین قضیه کلی مسئولین فرودگاه معاخضه شدن و حتی وزیر راه انگلیس رو هم کشیدن مجلس که بیا و توضیح بده. تلوزیون بی طرف ما هم که از خدا خواسته بلندگو رو دستش گرفته بودن که بینظمی و هرج و مرج تو فرودگاه های انگلیس بی داده میکنه و همه مردم انگلیس از این وضع شاکی هستن و .. انگلیس نابوده و…
یکی نیست به شما بگه، شما که اینقدر اوستایین و همه اخبار دنیا رو با بی طرفی به اطاع مردم میرسونن چرا یه روز یه خبرنگار نمیفرستین همین بغل تو فرودگاه های خودمون ببینه چه خبره!
جالبه اینکه تو این بلبشور تحریم و نابسامانی خطوط هوایی رئیس هما از رو نمیره و بلند میشه با پر رویی تمام میگه هما در اوج امنیت و سود دهیه…
حالا که سر صحبتم باز شد و فعلا هم از پرواز ما خبری نیست بزارین این خاطره رو هم تعرف کنم. چند سال پیش به دعوت شرکت مخابرات رفتم ارومیه. یک همایش بود در مورد اینترنت و من هم در مورد زیر ساخت های مسیریابی TCP/IPو .. صحبت کردم. این برنامه درست وسطهای میان ترم-های من بود و عصرش باید برمیگشتم تهران. اومدم فرودگاه اما با کمال نا باوری بنده و چند نفر دیگه رو سوار نکردن، به بهانه اینکه دیر رسیدن و … این در حالی بود که گیت باز بود و هنوز هیچ یک از مسافرها از سالن ترانزیت خارج نشده بودن. دقایق میگذشت و هواپیما بلند نشد! همین طور مونده بودن که چرا ما رو سوار نکردن که بالاخره بعد از مدتی چند نفر آخوند با سلام و صلوات اومدن و یه راست رفتن تو سالن. این جا بود که فهمیم نباید یادم بره که همه با هم برابرند اما بعضی ها برابرترند….
پینوشت:
یاد گرفتم همیشه وقتی پرواز دارم لپ-تاپم پیشم باشه. به طور مثال یکی از پروازهایی که همین اواخرمسافرش بودم مسیر یک ساعته ارومیه-تهران رو در سیزده ساعت ناقابل طی کرد که از این نظر حتی روی قطار و اتوبوس ها رو هم کم کرد. اگه علاقه داشتید میتونید شرح اون پرواز رو هم اینجا بخونید.
برچسبها: فرودگاه مهرآباد, جمهوری اسلامی, سرگردنه