Archive for ژوئن, 2008

آنچه باید و نباید از غرب آموخت

ژوئن 27, 2008

<!– @page { size: 8.5in 11in; margin: 0.79in } P { margin-bottom: 0.08in } –>

آنچه باید از غرب آموخت، تلاش آنها برای توسعه علم، دموکراسی و منش آنها در احترام به یکدیگر است. اصالت عقل و اندیشه در غرب حقیقتا ستودنیست و می‌بایست سرمشق همه جوامع باشد.

آنچه نباید از غرب آموخت، برهنگی، دین ستیزی و تضعیف خانواده است.

بیاموزیم که این دو، دو مفهوم جدا از همند!

قطعی برق! واقعیت یا ظاهر سازی؟

ژوئن 27, 2008

<!– @page { size: 8.5in 11in; margin: 0.79in } P { margin-bottom: 0.08in } –>

این روزها مساله کمبود و قطعی در کل ایران بر سر زبانهاست. پس از سال‌ها که قطعی برق کم شده و ندرتا پیش می‌اومد، دوباره به روزهای دوران جنگ برگشتیم که برق‌ به وفور قطع می‌شد.

البته حیف است که ما به اکثر سیاست‌های غلط دوران بعد از انقلاب (مانند توزیع زمین بین مردم، اقتصاد دولتی و…) برگردیم و این یکی (قطعی برق) رو از قلم بندازیم!

حالا سوالی که پیش میاد اینه که این قطعی‌ها، همونطور که گفته می‌شه از کمبود آب و عدم کارکرد نیروگاه‌های آبی ایجاد شده، یا صرفا ظاهر سازی است که توجیه کننده پافشاری دولت بر برق اتمی باشه؟ چیزی که شک برانگیزه اینه که بخش اعظم برق ایران به روش گرمایشی تولید میشه و اصولا نباید کم آبی اینقدر بر کم برقی تاثیر گذار باشه.

چالش‌ها و فرصت‌ها

ژوئن 27, 2008

<!– @page { size: 8.5in 11in; margin: 0.79in } P { margin-bottom: 0.08in } –>

یکی از ویژگی‌های یک انسان رشدیافته، توانایی او در رویارویی با چالش‌های زندگیست. آنچه که این رویارویی را بارزتر و شیرین‌تر می‌کند، توانایی او در تبدیل این چالش‌ها، به فرصت است. فرصتی برای آموختن، یاد دادن و رشد کردن

بنابراین از چالش‌ها هراسی نداشته باش، و سعی کن بیابی که چگونه از پس هر چالشی، فرصتی قرار دارد.

ان مع العصر یسرا

Firefox and TNT.com!

ژوئن 27, 2008

<!– @page { size: 8.5in 11in; margin: 0.79in } P { margin-bottom: 0.08in } –>

جالبه که سایت TNT که جزء شرکتهای مهم خدماتی پستی در جهان به شمار می‌یاد، از مرورگر Firefox به درستی حمایت نمیکنه و من مجبورم هر بار که بسته ای دارم از Konqueror برای پیگیری اون استفاده کنم.

کلا به دوستان توصیه می‌کنم که مرورگر Konqueror رو همیشه نصب داشته باشن. تا جایی که من فهمیدم، این مرورگر موتور پرداشگر HTML‌ و JavaScript خودش رو داره و از نظر سازگاری شباهت زیادی هم به Internet Explorer داره. اکثر سایت هایی که با مرورگر Firefox حمایت نمیشن (و مختص I.E. هستن) رو میشه با Konqueror مورد استفاده قرار داد.

تشیع

ژوئن 27, 2008

<!– @page { size: 8.5in 11in; margin: 0.79in } P { margin-bottom: 0.08in } –>

من یک شیعه هستم. ابتداً چون پدرم شیعه بوده و مدت‌ها قبل از اینکه بدانم (یا به خاطر بیاورم!) شیعه بودن یعنه چه، و اصلاً دین چیه، این تعابیر در شناسنامه من نوشته شده بودند. تشیّع از بزرگترین سوالات در ذهن منه. مدت‌ها بهش فکر می‌کنم. دوست ندارم برچسبی داشته باشم، اما ندونم اون چیه.

تشیّع، آن گونه که دیده‌ام،‌ فراتر از یک مذهبه،‌ و این علاقه من برای درک و شناخت اون رو بیش از پیش میکنه. تشیع تبدیل شده به یک تفکر و جهان بینی که نمی‌دونم بدرستی یا به غلط با جنگ و خشونت و مبارزه اجین شده. از دیگر ارکان تشیع اعتقاد به یک منجیه، و باز این هم از سوالات بزرگ در ذهن منه. این منجی کیه و چرا جامعه ما به شدت علاقه منده حل و فصل همه چیز رو به پای این منجی ببنده. البته مذاهب دیگه هم کمابیش اعتقاد به یه منجی دارن، ولی این اعتقاد در تشییع خیلی شدید‌تر و حاد‌تره.

اثبات خدا، پیامبرش و قرآن او اگرچه خود مسئله بزرگیه، اما برای انسانی منصف چندان هم سخت نیست. تقریباً غیر ممکنه حتی کمی قرآن رو بشناسید و هنوز هم خودتون را متقاعد کنید که این کتاب الهی نیست. اما در مورد تشیع، من هیچگاه نتونستم مدرکی به این قدرت و روشنی پیدا کنم.

چرا تشیع با جنگ آمیخته است؟ در قلب تشیع واقعه کربلا قرار داره. حرکتی که قرنها پیش توسط یک «معصوم» (که باز از ارکان تفکر شیعه است) انجام شده. اما پس از اون معصوم، و به نام او، چه حرکت‌هایی که به اسم دین و حفظ اون توسط دیگران انجام شده و به جرأت میشه گفت که شاید به دین هم ضربه زده تا اینکه اون رو عزیز کنه.

به طور مثال، الان اکثریت قبول دارن که به سرانجام نرسیدن صلح خاورمیانه، (علاوه بر دلایل دیگه) به شدت ریشه در گروه‌های تندروی شیعی مثل حماس و حزب الله لبنان داره که این تفکر اون‌ها هم خود برگرفته حرکت حسین در کربلاست. ولی نباید فراموش کنیم که از دوازده امامی که در تشیع به اونها اعتقاد داریم، فقط یکی دست به اسلحه برد و بقیه زندگی مسالمت آمیز رو به درگیری مستقیم ارجح دونست. تشیع رو نهضت امام صادق هم می‌دونن. حرکت اون بزرگوار بر اساس تعلیم و تربیت بوده که تونست تشیع رو حفظ کنه، اما چرا امروزه کمتر کسی تشیع رو آن گونه که او بما آموخته دنبال می‌کنه؟

سعی کردن ما رو از کودکی متقاعد کنن که روزی که منجی بیاید، جنگ به پا میکنه و به زور دین رو سوار مردم میکنه! به این گفته هم شک دارم. دین او آنقدر شفاف و پاک خواهد بود که مانند دین محمد خودش در دلها نفوذ کنه، نه با زور شمشیر و اسلحه

دولت تندرویی که هم اکنون بر مسند قدرته، به سرعت پس از به قدرت رسیدن فهمید که نه تنها یک شبِ نمیشه همه اون قولهایی رو که داده عملی کرد، بلکه تو این مملکت بلبشور چند سال هم کمه. خوب این جاست که دید اگه همه چیز رو به اون منجی واگذار کنه، خیلی خوب می‌تونه سروته قضیه رو هم بیاره. این قضیه رو به روشنی میشه در نطق‌های رئیس جمهور دید. اینکه ای منجی بیا که اوضاء خیلی بیریخته و … .

بنابراین اولا باید به دنبال دلایل عقلانی و مستندی از تشیع باشم تا لااقل بدانم چه هستم. ثانیاً، تشیع هر چه باشه، احساس می‌کنه که به شدت مورد استفاده کاربردی دولت‌هایی که نفعشون رو در اون می‌بینن قرار گرفته. افسوس که این استفاده کاربردی از دین، قرن‌هاست که بوده و خواهد بود.

زمان و اختیار

ژوئن 27, 2008

هر عالمی کنحی داره. کنح این عالم چیه؟ آیا زمان یا اختیار؟ هیچ تا حالا فکر کردین که زمان و اختیار دو روی یک سکه هستن؟ مثال الکتریسته و مغناطیس؟

همیشه شنیده‌ایم که میگن، این عالم در بند زمانه اما دنیای برزخ در بند زمان نیست! معنی این حرف چیه؟ استقلال از زمان یعنی چه؟ زمان یعنی تغییر و ما میدونیم که تو اون عوالم هم تغییر هست، تغییر از یک حال به حالی دیگه. پس زمان هم هست. لااقل اون زمانی که ما اون رو مستلزم تغییر می‌دونیم هست. وقتی اختیار نیست، زمان هم نیست.

با وجود اختیاره که شما برای رسیدن به نقطهای از اتوماتای زندگی، باید صبر کنید که زمانش فرا برسه.
اگر تمام تغییر وضعیت ها معلوم و صرفا از یک حالت به حالت بعدی بود، زمان مفهوم خودش رو از دست می‌داد. از همون ابتدا معلوم می‌شد که آخر هر زندگی، هر تصمیمی و هر قدمی چی قرار داره. این اختیار باعث میشه که گذشت زمان معنا پیدا کنه و بشه زیر ساخت یک عالم. اختیار چیز بزرگیه. بزرگترین مخلوق خداوند «اختیاره». حتی انسان ارزشمنده، تا جایی که اختیار داره. این عالم ارزشمنده، چون عالم اختیاره. بدون اختیار، کل عالم خلقت زیر سوال میره.

هر موجودی کما بیش اختیاری داره. اما انسان اشرف مخلوقاته، چون اختیارش نامحدوده. اختیارش اون قدر زیاده، که فکر کنم خود خدا هم باید صبر کنه تا ببینه آخر داستان زندگی هر انسان چی میشه!

پرواز
بندرعباس
-تهران

۱۳خرداد ۸۶

۱:۰۷بامداد

درسهایی از راه‌اندازی سایت فروش بلیط کنسرت استاد شجریان

ژوئن 27, 2008

حدودا یک هفته پیش، چند روز رو تو شرکت رایساز بودم تا کمک کنم سایت فروش الکترونیکی بلیط‌های کنسرت استاد شجریان با موفقیت راه اندازی بشه. این تجربه جالبی بود. درسهای جدیدی یاد گرفتم و برخی رو هم مجدد به یاد آوردم.

اول اینکه فهمیم استاد شجریان چقدر دوستدار داره و فرصتی هم پیش اومد که با کارهاش بیشتر آشنا بشم و کمی درک کنم چرا مردم برای بدست آوردن بلیط‌های کنسرت حاضرن هر سختی رو تحمل کنند.

دوم اینکه چقدر وضع تجارت الکترونیکی تو بانکداری ما خرابه و چقدر دوستانی که تو بانکها عهده دار این بخشها هستن نیاز به
توجه و مطالعه بیشتر دارن
. اکثر بانکهای ما الان سرویس پرداخت الکترونیکی قابل اتکایی ندارند و اون چند تا بانک دیگه هم که میشه کما بیش روشون حساب کرد، کیفیت خدمت رسانی پایینی دارند و اکثرشون زیر بار شدید مشتری‌ها، کم می یارن.

از اینها که بگذریم، از نقطه نظر تکنیکی ما چندین کار انجام دادیم تا بلاخره تونستیم پاسخگوی این همه ترافیک باشیم. از
نظر منطقی خرید بلیط تک مرحله
(که پرداختش به صورت هم زمان با خرید انجام میشد) را تغییر دادیم و پس از رزرو بلیط بازه ساعتی به فرد اعلام میکردیم که باید در اون بازه اقدام به پرداخت می کرد. این مساله کمک شایانی به ما کرد و ترافیک
بانکها که پاشنه آشیل
( bottle neck ) اصلی بود رو تا حد قابل ملاحظه ای کاهش داد.

بقیه کارهای تکنیکی ما، بهبود کارایی سیستم منجمله ارتباط با پایگاه داده (تعداد اتصالاهای هم زمان و..)، پایگاه داده (که MySQL بود و براحتی میشد اون رو برای سه سرور ۸ پردازندهای که داشتیم تنظیم کرد) بود.
اصلی ترین پیکر بندی تکنیکی ما مربوط به Apache Tomcat بود که تونستیم با استفاده از اتصال‌های APR و تنظیم تعداد ریسمان‌های (Thread Count) به کارایی قابل توجهی دست پیدا کنیم.

استفاده از IPTables PAT برای سویچ کردن ساده بین پرتهای مختلف هم به ما کمک کرد تا براحتی بین سرورها انتخاب کنیم.

در کل تجربه جالبی بود. خدا رو شکر که کارها به خوبی پیش رفت و امیدوارم همه دوستان از شرکت در این کنسرت لذت ببرن.

ابران ۱۴۰۰ و حفظ حقوق فکری

ژوئن 27, 2008

این روزها گهگاه می‌شنویم «ایران ۱۴۰۰». هدفی برای رسیدن به کشوری توسعه یافته و مترقی! اگرچه به طور تقین می‌دونم که با این روال که دولتمردان ما پیش گرفتن، ۱۴۰۰ که سهله، ۱۵۰۰ هم باید خواب توسعه یافتگی رو باید دید. ایران ۱۴۰۰ صرفا سرابی است تا بتونه توجیه کننده این نظام تا ۲۰ سال دیگه هم باشه، از قدیم گفتن از این ستون به اون ستون فرجه! حالا ۱۴۰۰ هم که شد می‌گیم دشمنان نداشتن مگرنه ما که به اون اهداف می‌رسیدیم. حالا من نمی‌خوام در مورد «ایران ۱۴۰۰» صحبت کنم و شاید در مطلبی دیگر تو آینده بیشتر در موردش نوشتم، اما با فرض محال که ما واقعا خواستیم
۱۰
-۲۰ سال دیگه سری تو سرا داشته باشیم، اون وقت آیا واقعا اصلی ترین نیاز ما «انرژی هسته‌ای» است؟ آیا از خودمون پرسیدیم واقعا اهداف مهم‌تری از داشتن یک نیروگاه دست چندم با تکنولوژی ۴۰ سال پیش روس و آلمان اونم به زور جردادن این مردم نداریم؟ من نمی‌گم ما انرژی هسته ای نداشته باشیم، صرفا می‌گم چیزای دیگه ای هم هست که نباید فراموش کنیم.

یکی از اون اهداف، که به نظر من پر اهمییت‌تر از انرژی هسته‌ای نباشه، کم اهمییت‌تر از اونم نیست، پایبندی ما به «حفظ
حقوق معنوی
» است. این چیزه که جامعه ما برای پیشرفت به اون نیاز داره، مثل بیماری که به دارو نیاز داره! امروزه
صنعت دیگه مثل گذشته صرفا سخت افزار نیست
. صنعت ملقمه‌ای از ابزارهای سخت افزاریست که در خدمت نرم‌افزاره.

نرم‌افزاره که هسته صنعت رو می‌سازه، اشتباه نکنید منظورم از نرم افزار، یک برنامه کامپیوتری نیست ها. منظوزم همون فکر پشت ایدههاست که براحتی دزدیده می‌شه و هیچ قانونی هم پیشتش نیست. الان در ایران، تمامی صنایع ما که به نوعی با حفظ حقوق معنوی درگیرن و رشدشون رو در گرو اون می‌دونن با مشکل‌های حاد روبرو هستن.

ما نه فوتبال داریم (حالا بپرس فوتبال با IP چه ربطی پیدا می‌کنه)، نه موسیقی داریم، نه سینما داریم، نه نرم‌افزار و نه خیلی چیزهای دیگه . آیا وقتی رهبر میگه «جنبش نرم‌افزاری» (که انصافا در این مورد باهاش موافقم) به این هم فکر می‌کنه که لازمه رشد و شکوفایی جنبش نرم‌افزاری، توجه و قانونمند کردن حفظ حقوق معنوی در جامعه است؟ تا وقتی این نباشه، جنبش‌های ما بی‌فایده است.

فوتبال و نرم افزار

ژوئن 27, 2008

خدا رو شکر، بلاخره پرواز ما انجام شد! در حالی که تو هواپیما نشستم و عازم بندرعباس هستم، فرصت خوبی پیش اومده که مطالبی رو که مدتها می‌خواستم بنویسم، جمع و جور کنم.

اینتر در آخرین بازی فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۸ تونست با دو گلی که زلاتان ابراهیم‌اویچ به ثمر رسوند، ۱۶مین قهرمانی سری-آ و سومین قهرمانی پیاپی خودش دست پیدا کنه.
پزشکای تیم حداکثر تلاششون رو کردن تا زلاتان مصدوم را به این بازی آخر برسونن و مزد این تلاششون رو هم گرفتن.

بی‌شک نمی‌شه از نقش کلیدی که این مهاجم سوئدی در قهرمانی اینتر در دو فصل گذشته داشته صرف نظر کرد. تو روزهایی که زلاتان مصدوم بود، اینتر (حتی با وجود کرسپو و زانتی) مشکل گل‌زنی داشت و رم تونسته بود فاصله اش رو با این تیم به حداقل برسونه.

امروزه باشگاه‌ها به خوبی به نقش مهاجم‌ها و هافبک‌های گلزنی مثل زلاتان، تورس، رونالدو، مسی و پیبردن. این بازیکنان هستن که تلاش یک تیم رو به نتیجه می‌رسونن و بودن یا نبودنشون تو زمین نقش کلیدی داره

مقایسه‌ای بین دست مزد این بازیکنان با حداکثر دستمزد سایرین (به طور مثال مدافعین و هافبکها) کاملا گویای این مطلبٍ. در حالی که دستمزد بهترین بازیکنان تو اروپا به زحمت به ۱۰ میلیون یورو می رسه، این مهاجم‌ها معمولا حداقل سالی ۵۰-۴۰ میلیون آب می‌خورن، ولی در اکثر موارد باشگاهها با فراق بال این مبلغ رو می‌پردازند و حتی برای تصاحب مهاجمهای کلیدی از این دست کلی با هم جنگ و دعوا دارن.

دنیای نرم‌افزار هم به شباهت به فوتبال نیست. کلا فوتبال رو دوست دارم چون نمودی از دنیای ماست. از تلاش‌ها، تصمیمها، ناامیدی‌ها و امیدواری‌هایی که همگی همه روزه با اون سروکار داریم. شاید شببیه‌ترین بازی به فوتبال امروز، شظرنج باشه. شطرنجی که هم در ۹۰ دقیفه مسابقه و هم در تمام مدت خارج از اون در جریان است.

گاها نیروهایی رو می‌بیتیم که برای سازمان‌های نرم افزاری مثل بازیکنان کلیدی فوتبال هستن. شاید تو کشور ما کمتر از این افراد رو ببینیم (چون اکثرشون دیریا زود کوچ می‌کنند و میرن) ولی آنچه مسلمه اینه که سازمان‌های ما هم تلاششون رو برای حفظ این نیروها نمیکنند.

قرار دادن قید و بندی هایی مثل حداقل ساعت حضور، سقف دستمزد و باعث می‌شه که سازمان‌های ما خیلی زود و راحت نیروهای کلیدی خودشون رو از دست بدن و شاید هیچگاه هم نفهمن که همین رفتنهاست که پایه‌هاشون رو سست می‌کنه.

با نگاهی به شرکت‌های موفق می‌بیتیم که نیروهاشون مهمترین و اصلی‌ترین دارایی اونهان. اگر شرکتی مثل گوگل، اوراکل، سان، میکروسافت (و خیلی شرکتهای موفق دیگه) واقعا شما رو بخوان، معمولا این شمایید که سقف و محدوده دستمزد خودتون رو تعیین می‌کنید نه دستمزد دیگران و با دستمزد فعلیتون.

امیدوارم روزی فوتبالمون و نرم‌افزارمون (و کلا صنعتمون)‌ به جایی برسه که قدر نیروهاشو بدونه و بروکراسی‌ها سدی برای حفظ اونها نباشد.

فرودگاه نه – سر گردنه

ژوئن 27, 2008
این مطلب رو وقتی نوشتم که توی سالن انتظار فرودگاه مهرآباد نشستم و همچنان منتظرم تاخیر سه ساعته پرواز ما به بندرعباس به پایان برسه…

انتظار چند ساعته ما چندین و چند دست آورد داشت. اولیش فهم این مساله بود که کلمه «ایران» به طور کامل از سیستم هواپیمایی حذف شده و جاشو به «جمهوری اسلامی» داده. خانمی که تاخیرهای پرواز ما و سایر پروازها رو اعلام می‌کنه همیشه از واژه «هواپیمایی جمهوری اسلامی» نام میبره و نه «هواپیمایی ایران» یا لااقل «هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران». البته این مساله زیاد هم عجیب نیست چون این اساتید حکومت خودشون رو مساوی با کل تاریخ و فرهنگ ایران می دونن و خوب دیگه نیازی به افزودن این پسوند غیر ضروری به اسم این کشور نیست.

دومین کشف من پیدا کردن یک سر گردنه دیگه بود. در ایران امروز پیدا کردن «سرگردنه» از هر کاری راحت تره! ولی این آخریش مربوط میشه به پارگینگ فرودگاه که ازای چند دقیقه توقف مبلغ ناقابل پانصد تومان دریافت می‌کنه و از این نظر با پارکینگ تمامی فرودگاه های خارجی رقابت کرده و روی همه اونا رو کم کرد.

رقابت این فرودگاه شبه نظامی و شبه بین المللی با همتایان داخلی و خارجیش ادامه داره و این بار به دلیل نداشتن نوشیدنی (بالاخص چایی) روی فرودگاه امام رو کم می‌کنه! آخه عدالت نیست که مسافرین خارجی فرودگاه امام سه شبانه روز آواره و سرگردان باشن اون وقت مسافرین داخلی با اونها هم دردی نکنن. پس این عدالت خواهی و هم دردی ایرانی ها چی میشه اون وقت؟

یادمه چند ماه پیش گویا به دلیل ساخت یک بخش جدید در فرودگاه لندن بار یکی از پروازها جابجا شده بوده و تعدادی از مسافرا شاکی شده بودن! سر همین قضیه کلی مسئولین فرودگاه معاخضه شدن و حتی وزیر راه انگلیس رو هم کشیدن مجلس که بیا و توضیح بده. تلوزیون بی طرف ما هم که از خدا خواسته بلندگو رو دستش گرفته بودن که بینظمی و هرج و مرج تو فرودگاه های انگلیس بی داده می‌کنه و همه مردم انگلیس از این وضع شاکی هستن و .. انگلیس نابوده و…

یکی نیست به شما بگه، شما که اینقدر اوستایین و همه اخبار دنیا رو با بی طرفی به اطاع مردم می‌رسونن چرا یه روز یه خبرنگار نمیفرستین همین بغل تو فرودگاه های خودمون ببینه چه خبره!

جالبه اینکه تو این بلبشور تحریم و نابسامانی خطوط هوایی رئیس هما از رو نمی‌ره و بلند میشه با پر رویی تمام میگه هما در اوج امنیت و سود دهیه…

حالا که سر صحبتم باز شد و فعلا هم از پرواز ما خبری نیست بزارین این خاطره رو هم تعرف کنم. چند سال پیش به دعوت شرکت مخابرات رفتم ارومیه. یک همایش بود در مورد اینترنت و من هم در مورد زیر ساخت های مسیریابی TCP/IP‌و .. صحبت کردم. این برنامه درست وسطهای میان ترم-های من بود و عصرش باید برمیگشتم تهران. اومدم فرودگاه اما با کمال نا باوری بنده و چند نفر دیگه رو سوار نکردن، به بهانه اینکه دیر رسیدن و … این در حالی بود که گیت باز بود و هنوز هیچ یک از مسافرها از سالن ترانزیت خارج نشده بودن. دقایق میگذشت و هواپیما بلند نشد! همین طور مونده بودن که چرا ما رو سوار نکردن که بالاخره بعد از مدتی چند نفر آخوند با سلام و صلوات اومدن و یه راست رفتن تو سالن. این جا بود که فهمیم نباید یادم بره که همه با هم برابرند اما بعضی ها برابرترند….

پینوشت:
یاد گرفتم همیشه وقتی پرواز دارم لپ-تاپم پیشم باشه. به طور مثال یکی از پروازهایی که همین اواخرمسافرش بودم مسیر یک ساعته ارومیه-تهران رو در سیزده ساعت ناقابل طی کرد که از این نظر حتی روی قطار و اتوبوس ها رو هم کم کرد. اگه علاقه داشتید می‌تونید شرح اون پرواز رو هم اینجا بخونید.